|
تفريح بكن يعني خود را فراموش كن و از حدود خود خارج شو. لذت گردش و مسافرت و خواندن كتاب و شنيدن موسيقي در اين است كه شما به طور موقت از حدود خود خارج ميشويد و خود را فراموش مي نماييد. اينك مي خواهيم بدانيم بعد از مرگ كه به قول خودمان زندگي جاودان خواهيم يافت از گردش جهان لذت مي بريم و آيا حاضريم ميليون ها سال در كهكشان هاي بزرگ و كوچك مسافرت نماييم و اوضاع جهان را ديده، تفريح نماييم؟ ليكن بايد توجه كرد كه ديدن مناظر و مسافرت از آن جهت به ما لذت مي دهد كه داراري جسم هستيم و چون در آن جهان فاقد جسم مي باشيم از مسافرت و ديدن مناظر مختلف لذت نمي بريم براي اينكه تمام اين لذتها ناشي از جسم است. ممكن اسن بگوييم در آن جهان براي خود تفريحات روحي درست ميكنيم. ولي تفريحات روحي يعني چه؟ و تا كنون كدام تفريح روحي را پيدا كرده ايم كه مربوط به جسم و تفريح جسمي نباشد كه ما آن را تفسير كرده، نامش را تفريح روحي گذاشته ايم؟ خالص ترين تفريخ ما كه كمتر به جسم مربوط مي باشد كتاب خواندن و استماع آنگ هاي موسيقي است و تازه اين دو هم تفريح جسمي مي باشد زيرا عوامل متشكله اين تفريح ، كلماتي است كه در كتاب درج مي شود و آهنگ هايي است كه از سيم اهتزاز مي نمايد و اين كلمات مظهر زندگي عمومي و خصوصي ما ميباشد و آن اهتزازات هم خاطره هاي جسماني را به ياد مي آورد. ما تا كنون به هيچ وجه نتوانسته ايم يك تفريح روحي را در نظر مجسم نماييم كه مربوط به جسم نباشد و از آن خارج نگردد. آري، ما در ديگر هيچ نوع تفريح نخواهيم داشت زيرا در زندگي عمومي جهان شزكت داريم و جهان هم هرگز تفريح ندارد. جهان يا خدا و يا هركس ديگر، اگر تفريح داشت لازمه اش اين بود كه خود را فراموش نماييد و اگر خود را فراموش ميكرد ديگر خدا نبود زيرا هستي خود را فراموش مي نمود و " نيست" ميشد كه امكان پذير نيست.
|